سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
کوبیدن در بهشت
       
صفحه اصلی
شناسنامه
مدیریت
پست الکترونیک Photo Album

:موضوع وبلاگ


1:مراجعین روزانه
1434:کل مراجعین

:آرشیو

 




یکشنبه 30 اسفند 83

لطیفه(عید نوروز)

 


سلام به تمام دوستان  پیشاپیش عید را به شما تبریک می گویم .


از این به بعد مطالب خود را در این وبلاگ ارائه می دهم.


سال خوبی داشته باشید.


لطیفه:


بالش


حمید: با بالش جمله بساز!


محسن: تفنگو برداشتم، پرنده رو دیدم، زدم به بالش !


حمید: این بالش نه ، اون بالش!


محسن: تفنگو برداشتم، پرنده رو دیدم، زدم به اون بالش !


حمید:اصلاً نمی خواهد با بالش جمله به سازی با تُشک جمله بساز.


محسن: تفنگو برداشتم، پرنده رو دیدم، تو شک بودم به زنم این بالش یا اون بالش !


- وطن


اکبر : با وطن جمله بساز


اصغر : در حمام سرو تنم را شستم.


اکبر : با اون ت نه با ط ی دسته دار !


اصغر: اتفا قاً تی دسته دار شستم!


-آجر


فرهاد : باآجر جمله بساز


شهرام : با ۀجر جمله نمی سازن، خونه می سازن


-       مرد ذلیلی


یک آقایی زنش را کتک می زد شخصی از او پرسید که چرا زنت را کتک می زنی


گفت: اگه می دونستم که می کشتمش!


ضد ازدواج


یک آقایی گفت: ما اصولاً خانوادگی با ازدواج مخالفیم بهمین دلیل تا بحال ازدواج نکرده ام. پدرم هم هیچ وقت ازدواج نکرد پدر بزرگم هم هرگز ازدواج نکرد!


 



نوشته شده توسط M.M در ساعت 6:31 صبح
نظرات شما ()